رفته ام از یادت؟
یاد آر
آن دوران را
خلوتگه تاريکي را
کوچه گمشده در هق هق شب
ترس لو رفتنمان
ترس دیدار عصا !
کوچه جای ما بود
بوسه گیر نامش بود
بوسه گیر از سر عشق
بوسه گیر از سر مهر
شایدم از هوس و شهوت و حرص
چه کسی میداند ؟
و در آن تاريکي
رقص زیبای طلاکوبان را
روی سر می دیدیم
ریزش باران را ...
رفته ام از یادت ؟
نروی از یادم
تو چه شیرین بودی
و چه شیرین سخنت
آری !
تو نورم بودی
تو به من بخشیدی
خیسی نامه تو
وقت خواندن
روی قلبم باقیست
رفته ام از یادت ؟
نروی از یادم
+ نوشته شده در یکشنبه ششم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 10:26 توسط علي كمالي
|